پندار بد آن عشق و یقین جمله گمان بود
آن ناز تکلف بد و آن مهر فسون بود
وان عشق مجازی بد و آن سود زیان بود
بر روی رقم شد شرری کزدل و جان تافت
وز دیده برون آمد دردی که نهان بود
توحید من آن زلف بشولیده ی او بود
ایمان من آن روی چو خورشید جهان بود
بنمود رخ و روم به یکباره بشورید
آیین بت و بتگری از دیدن آن بود
پس زلف برافشاند و جهان کفر پراکند
الحق ز چنان زلف مسلمان نتوان بود
کویی که در او پای عزیزان همه سر بود
راهی که در او وصل نکویان همه جان بود
چون کعبه ی آمال پدید آمد از دور
گفتند رسیدیم سر راه بر آن بود
بیرون ز خیالی نبد آنجا که نظر بود
افزون ز حدیثی نبد آنجا که گمان بود
[ ]
+ نوشته شده در ساعت توسط نیوشا
چه کسی گفته که درد من و تو مشترک است؟
مشترک واژه ی ژرفی ست تمامش کلک است
شادی آمیخته با درد درونم ...آری
چشم من خسته تر از آمدن قاصدک است
هیچ کس راه ندارد به حریم دل من
قلب من معنی پرپر شدن قاصدک است
شب پر از گریه ام و روز پر از قهقهه ام
وسعت قلب من از ذهن زمین تا فلک است
رو به آفتاب غروب است....ساقی
سالیانی ست که من تکیه کلامم کمک است
[ ]
+ نوشته شده در ساعت توسط نیوشا
در این روزها تنها باد سرد و آزار دهنده ای به سراغم می آید و با وزش تندش خاطراتی را که بر زمین با برگ های خشک و درختان پاییزی حک کرده بودم را با خود می برد.اما درون و انتهای قلبم نامی حک شد که هیچ طوفانی و هیچ قدرتی نمی تواند آن را با خود کوله بار کند.
این روزها
فقط چهره ی زیبای اوست که روبه رویم ظاهر میشود.و آن تبسم دلنشین اوست که دل غمگینم را آرامش میبخشد.زیرا اوست مرحمی برای روح زخم خورده ی من و من هر ثانیه میخوانمش که
بیا!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت توسط نیوشا
آفتابی
صدای آب می آید مگر در نهر تنهایی چه می شویند؟
لباس لحظه ها پاک است.
میان آفتاب هشتم دی ماه
طنین برف نخ های تماشا چکه های وقت
طراوت روی آجر هاست روی استخوان روز
چه می خواهیم؟
بخار فصل گرد واژه های ماست
دهان گلخانه ی فکر است.
سفر هایی تو را در کوچه هاشان خواب می بینند
تو را در قریه هایی دور مرغانی به هم تبریک می گویند.
چرا مردم نمیدانند
که لادن اتفاقی نیست
نمیدانند در چشمان دم جمبانک امروز
برق آب های شط دیروز است؟
چرا مردم نمی دانند که در گل های ناممکن هوا
سرد است...
روحش شاد و یادش جاودان!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت توسط نیوشا
و در حضور این طراوت تازه
چه حس غمناک و تلخی برایم رقم زدی
زیبایی من تقدیم تو باد
تنهایم!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت توسط نیوشا




